با توجه به پست چالش برانگیز قبلی , سوالی که ممکن است مطرح شود این است که :
چطور ممکن اسنت انرژی جنسی , به نیروی آگاهی تبدیل شود ؟
در پاسخ به این سوال باید نخست مختصری درباره چاکراها ( مراکز انرژی ) بدانیم .
مکتب تانترا و دانش یوگا و ویپاسانا بر وجود هفت مرکز در بدن انسان معتقدند . منظور از بدن
بخش ظریف فیزیکی آن است . البته این مراکز فرضی اند , اما مطالعه ی آنها در شناخت درون
انسان بی نهایت اهمیت دارد. این هفت مرکز را چاکراهای هفتگانه می نامیم . و هر یک به صورت
گرافیکی با گل نیلوفر نمایش داده می شوند که در صورت فعال شدن چاکراها , نیلوفرها
می چرخند . این چاکراها عبارتند از :
۱ . مولادهارا / مولادهار ( Muladhar ) : در فضای بین مقعد و اعضای تناسلی واقع شده و به
شکل نیلوفری با چهار گلبرگ نمایش داده می شود .
۲ . آسوادیشتان / شوادهیستانا ( svadhishthan ) : در ریشه اعضای تناسلی جای دارد و به
شکل نیلوفری با شش گلبرگ نمایش داده می شود .
۳ . مانی پورا ( manipura ) : در ناحیه ناف واقع شده و به شکل نیلوفری با ده گلبرگ نمایش
داده می شود .
۴ . آناهاتا ( Anahata ) : در ناحیه قلب واقع شده و به شکل نیاوفری با دوازده گلبرگ نمایش
داده می شود .
۵ . ویشودا / ویشودها ( vishuddha ) : در ناحیه گلو واقع شده و به شکل نیلوفری با شانزده
گلبرگ نمایش داده می شود .
۶ . آگیا / آجنا ( agya ) : بین دو ابرو واقع شده و به شکل نیلوفری با نود و شش گلبرگ نمایش
داده می شود .
۷ . ساهاسرار / ساهاسارا ( sahasrar ) : در تاج سر واقع شده و به شکل نیلوفری با هزار
گلبرگ نمایش داده می شود .
علت اینکه اولین و بنیادی ترین مرکز ( مولادها ) را به این نام خوانده اند , آن است که این کلمه
به معنای اساس و زیر بناست . مول ( Mul ) به معنای پایه و ریشه است . چاکرای مولادهار ,
مرکزی است که انرژی جنسی در آن وجود دارد , اما این مرکز توسط جوامع بشری دچار آسیب
فراوان گردیده است . این چاکرا دارای سه زاویه است : اولین زاویه آن مربوط به دهان , دومی
مربوط به مقعد و سومی مربوط به اندام های جنسی است . اینها سه زاویه مرکز مولادهار
هستند . کودک زندگی اش را از زاویه اول آغاز می کند . به خاطر تربیت نادرست , بسیاری از
مردم در همین زاویه درجا می زنند و هرگز رشد نمی کنند . به همین دلیل است که شاهد این
همه سیگار کشیدن , آدامس جویدن و پرخوری مداوم در افراد هستیم . این عادات بر اثر توقف در
مرحله ی اول ایجاد می شوند و این گروه , در بخش دهان باقی می مانند .
در بسیاری از جوامع بدوی , عادت بوسیدن وجود نداشت . یعنی اگر کودکی به درستی رشد
کرده باشد , در او عادت و نیاز به بوسیدن از میان می رود . بوسیدن علامت آن است که شخص
در مرکز اول گیر کرده است , و گرنه سکس چه ارتباطی با لب ها دارد!؟ زمانی که مردم قبایل
وحشی برای اولین بار شاهد بوسه ی مردم متمدن شدند , به خنده افتادند . به نظرشان
خنده دار بود که دو نفر همدیگر را ببوسند ! از نظر سلامتی هم صحیح به نظر نمی رسد .
این کار جز اینکه انواع بیماری ها و عفونت ها را به یگدیگر منتقل کند چه معنایی دارد ؟
آن وقت فکر کردند , اینها چه می کنند ؟ به چه دلیل این کار را می کنند ؟ اما انسان متمدن در
این مرحله باقی مانده است .
کودک در دوران کودکی , به اندازه ی کافی از این بخش بهره مند نمی شود . مادر به اندازه ی
کافی او را از پستان تغذیه نمی کند . لب های بچه به اندازه ی کافی از آن بهره مند نمی شود .
بعدها همین کودک , سیگاری می شود و مثل کسی که دائما در حال بوسیدن است ! آدامس
می جود یا به پرخوری روی می آورد . اگر مادر کودک را به اندازه ی نیاز از پستان تغذیه کند ,
آن وقت مولادهار آنها آسیب نمی بیند .
اگر سیگاری هستید , پستانک بچه ها را امتحان کنید . آن وقت به شدت دچار تعجب خواهید شد .
این کار به بسیاری از افراد کمک کرده است . خواهید دید که بعد از گذشت سه هفته , میل به
سیگار کشیدن را از دست می دهی .
عده ای از بخش دهانی عبور می کنند و متوجه زاویه مقعد می شوند . آسیب بزرگی که به این
ناحیه وارد می شود , بر اثر تربیت نادرست رفتن به توالت است . بچه ها بخصوص در دوران تحصیل
معمولا ناچارند در ساعات بخصوصی به توالت بروند و این در حالی است که نمی توانند حرکات
دودی روده را کنترل کنند . این کار به زمان احتیاج دارد . سالها وقت می برد تا کسی بتواند نیاز
به دستشویی رفتن را تحت کنترل درآورد . آن وقت آنها به زور خودشان را وادار می کنند تا این
مکانیزم را تحت کنترل درآورند . به همین دلیل , گروه دوم , در زاویه دوم مولادهار , یعنی مقعد
گیر می افتند .
به همین جهت است که افراد زیادی از یبوست رنج می برند , و تنها انسان است که از یبوست
می نالد . هیچ حیوانی در دنیای حیوانات وحشی دچار یبوست نمی شود . یبوست , علت
ذهنی و روانی دارد و آسیبی است که بر مولادهار وارد شده است و آن وقت بر اثر یبوست ,
مسائل متعدد دیگری در ذهن بشر خلق می شود .
کسی که معلومات جمع می کند , کسی که پول می اندوزد , به یبوست مبتلاست .
او نمی تواند از چیزی صرف نظر کند ! به هر چه برسد چنگ می اندازد . و به این ترتیب ضربه ی
بزرگی به مولادهار وارد می شود . چرا که انسان باید بتواند از این مراحل بگذرد و به زاویه سوم
یعنی بخش جنسی , توجه کند , اما زمانی که در یکی از دو زاویه دهان یا مقعد گیر بیفتد , دیگر
نمی تواند حرکت کند و این بیماری گریبانگیر غالب جوامع است .
توجه و تمرکز بر زاویه ی دوم مولادهار آنقدر اهمیت پیدا کرده که انسان زاویه سوم را از یاد برده
است . به همین دلیل است که انحرافات جنسی و همجنس بازی در همه جه شایع شده است .
تا زمانی که تمرکز بر این زاویه باشد , انحرافات نیز وجود خواهند داشت . آموزش کنترل کردن حرکات
روده , عمل بسیار خطرناکی است . حال اگر گروهی از دو زاویه مولادهار عبور کنند و به زاویه ی
سوم آن , که بخش جنسی است بپردازند , باز جوامع در مورد تمایلات جنسی هیاهو به راه
می اندازند و آن را محکوم می کنند .
و آنچنان سکس را به چشم گناه نگاه می کنند که سعی دارند با تظاهر و ارائه دلیل و مدرک
چیز نادرستی را ثابت کنند .
رابطه ی جنسی چنان محکوم شده است که دیگر نمی توان از آن لذت برد . به همین دلیل
است که انرژی در بخشی مانند دهان , مقعد یا اندام جنسی محبوس می شود و به طرف بالا
حرکت نمی کند .
یوگا و تانترا می گویند انسان باید دوباره زنده شود . باید از زندان سه گانه بیرون بیاید . تانترا
می گوید که بیشترین تلاش انسان باید بر چاکرای اول متمرکز شود . برای رهایی از بخش دهانی ,
فریاد کشیدن , خندیدن , جیغ زدن , گریه کردن و آه کشیدن همه مفید و موثرند . به همین دلیل
یک سری از تمرینات آغازین یوگا را بر آن اختصاص می دهند . برای رهایی از قسمت مقعد ,
تمرینات تنفسی پرانایاما و باستریکا و تنفس های سریع و نامنظم کمک بزرگی هستند , این
تمرینات مستقیما بر مرکز مقعد ضربه می زنند و به شما احساس رهایی و آرامش می دهند .
همچنین مراقبه نیز از ارزش بالایی برخوردار است .
و اما مرکز جنسی . این مرکز باید از بار گناه و اتهام مبرا و رها شود . باید در مورد آن دوباره
آموزش ببینیم , تا این مرکز آسیب دیده بار دیگر بتواند به طور سالم عمل کند . باید بتوانیم بدون
احساس گناه از آن لذت ببریم .
احساس گناه هزار و یک شکل دارد .مثلا در ذهن یک هندو , این ترس حاکم است که انرژی
اسپرم انرژی عظیمی است و با هدر رفتن آن انسان نابود می شود . این برداشتی خشک
است ; حفظ کن , جمع کن !! مبادا چیزی از تو کاسته شود . در حالیکه انسان از نیرویی عظیم
برخوردار است و مدام به خلق انرژی می پردازد و هرگز چیزی از دست نمی دهد .
انسان مرکز انرژی است , خالق آن است . در حقیقت هر قدر از نیرویتان بیشتر بهره بگیرید
برآن افزوده می شود . مثلا هر قدر بیشتر بدوید انرژی بیشتری برای دویدن پیدا می کنید .
این جنون نگه داشتن یا سرکوب آن , به همان مورد یبوست مربوط می شود . اما در مقابل
آن , جنون دیگری هم وجود دارد . مثلا جنون آمریکایی ها مثل اسهال است , فقط بیرون بریز و
به این کار ادامه بده . دانسته یا ندانسته , همه چیز را دور بریز .
سکس خوب است . دوست داشتنی ست , اما مرحله نهایی محسوب نمی شود .
انسان باید از این مرز بگذرد و این به معنای محکوم کردن سکس نیست !
چاکرای مولادهار باید آرام شود , باید از چنگ یبوست و اسهال آزاد شود . باید در نهایت کارایی
و فعالیت باشد تا انرژی در آن به حرکت آید .
" و من در تمرینات یوگا و نشست های مراقبه ام , اثرات فوق العاده آنچه گفته شد را تجربه
کرده ام . "
( ادامه دارد . . . )
( با برداشت هایی از تفسیر آوای شاهانه ساراها ــ و کتاب عدد , نماد , اسطوره ــ آرش
نور آقایی )